بلینگهام از دوران بیل در رئال چه چیزی می تواند یاد بگیرد؟

0

توصیه گرت بیل با اتهامات و پشیمانی مواجه شد. در سر صحنه یک نمایش کمدی نیز با لبخند همراه شد، اما مانند بسیاری از شوخی‌ها، حقیقت در سخنان او و همچنین اندکی درد وجود داشت.

این هفته، در جریان پخش یک برنامه تلویزیونی در بریتانیا به نام A League of their Own، از بازیکن سابق رئال مادرید پرسیده شد که چه توصیه ای به جود بلینگهام، بریتانیایی که به دنبال او تا سانتیاگو برنابئو رفته است، دارد. پاسخ او؟ بازی کن. نه، آن بازی نیست، نه این بازی دیگر.

بیل بر اساس تجربه هشت فصل حضور خود در اسپانیا، حرف های زیادی برای گفتن داشت. او می‌توانست بگوید: تمام آنچه را که باید برنده شوی، ببر.

– پخش جریانی در ESPN+: لالیگا، بوندسلیگا، سایر (ایالات متحده)

یا: صد پا به هوا بپرید، با یک ضربه مضحک وصل شوید و بهترین گلی را که هر کسی تا به حال در فینال جام اروپا دیده است به ثمر برساند، لحظه ای از درخشش کارتونی ایجاد کنید تا تیم خود را در زمانی که به آن نیاز دارند نجات دهید و بیشترین برد را ببرید. جام ارزشمند همه آنها.

یا چطور: بهترین گلی را که یک فینال کوپا دل ری در تمام تاریخ خود شاهد آن بوده است، با یک روند مضحک که برای همیشه در یادها خواهد ماند، دریافت کنید، بنابراین زمین بزرگ نتوانست آن را مهار کند.

این باید کار را انجام دهد. فقط این واقعاً به دلایلی این کار را انجام نداد. در عوض، بیل گفت: “بزرگترین توصیه: برای مادرید بازی کنید. اگر بازی را انجام نمی دهید و آنچه را رسانه ها می خواهند انجام می دهید، با آنها صحبت کنید و اساسا یک عروسک خیمه شب بازی باشید… کاری را که مطبوعات می خواهند انجام دهید، برای رئال بازی کنید. مادرید، احتمالا اینجاست [my] سقوط [was]. من نمی خواستم این کار را انجام دهم. من فقط می خواستم فوتبال بازی کنم و به خانه بروم. سرعتم را کم کرد و باعث شد کمی بیشتر به من حمله کنند. بنابراین توصیه من این است که صادقانه فقط با رئال مادرید خارج از زمین بازی کنید. شما باید بعد از بازی صحبت کنید، مطمئن شوید که سعی می کنید اسپانیایی صحبت کنید، این کار را انجام دهید. “

به عبارت دیگر، چیزی کم و بیش همان چیزی است که بلینگهام قبلاً توصیه شده بود. در واقع همین جا البته مهم‌ترین چیز یا باید باشد این است که چقدر خوب بازی می‌کنید، گل‌های زده شده، جام‌های کسب شده. و اگر آن را به خوبی انجام ندادید، آن را فراموش کنید. اما این تنها چیزی نیست که مهم است، و به هر حال نمی‌توانید ورزش را کاملاً از بقیه جدا کنید. البته این تنها چیزی نیست که احساس شما را نسبت به تجربیات و احساس آنها نسبت به شما تعیین می کند، بلکه میراثی است که از خود به جا می گذارید.

به هر حال، رفتن به خارج از کشور فقط یک بازی نیست، بلکه این است بودن. این در مورد زندگی او است، در مورد در آغوش گرفتن او. اگه میتونی اون رو هم بخور این در مورد، بله، بازی کردن است. همانطور که هومر سیمپسون، بزرگترین فیلسوف زمان ما، گفت: خنده دار است زیرا حقیقت دارد. چیزی در مورد اعداد و تجربیات بیلی، از جمله قطع ارتباط، وجود دارد که حرف های او را تایید می کند. چیزی که نشان می‌دهد روایت‌ها چگونه ساخته می‌شوند، مردم چگونه درک می‌شوند، چگونه موفقیت به احساسات نیز بستگی دارد.

صحبت های بیلی نشان می داد که آن مرد درد می کند و چیزی در آنها وجود دارد. درمان، همانطور که او ممکن بود باور داشته باشد، همیشه بهترین نبود. درجاتی از انکار و حتی تمسخر وجود داشت که گاهی تعیین اینکه او واقعاً چه کاری را انجام داد دشوار می کرد. چندی پیش، زمانی که ادن هازارد ماه‌ها را دور از میادین سپری کرد، دوباره مصدوم شد و به طرز فزاینده‌ای ناآرام شد، ستونی در روزنامه منتشر شد که می‌گفت: هازارد، نیمه راه تا بیل. او آرزوها او نیمه راه بود تا بیلی شود. بازنشسته شد، حتی نزدیک نشد.

زمانی که بیل مادرید را ترک کرد، یک روزنامه نوشت که او “101 میلیون یورو هزینه کرد و مجموعه کوچکی از گل‌های کلیدی، سابقه پزشکی طولانی و جنجال‌های درون زمینی بیش از آنچه مادرید می‌خواست به جای گذاشت.” یک مجموعه کوچک؟ به دوران حرفه ای بیل در اسپانیا نگاهی بیندازید، جام ها را از آن خود کنید و کار او باورنکردنی بود. او سه لیگ و پنج لیگ قهرمانان اروپا را به خاطر خدا برد. او در دو فینال اروپا یک گل به ثمر رساند، در فینال دوم یک پنالتی. او 106 گل به ثمر رساند و 68 پاس گل داد. او یک افسانه بود.

تصحیح: او می توانست باشد.

حتی زمانی که حالش خوب بود، این تصور وجود داشت که او بیشتر یک ورزشکار است تا یک فوتبالیست، و در مورد تناسب اندامش تردید وجود داشت، خستگی در غیاب او به جای همدردی که به نظر می رسید. خواستن صدمه دیدن در مورد جنجال ها، او متهم شد که می خواهد زود به رختخواب برود، ساکت است و از گلف لذت می برد، یک هیولا.

بر خلاف ظاهر، او زندگی در اسپانیا را دوست داشت. اتفاقاً، کل این گلف یک شب بعد از یک بازی لیگ قهرمانان اروپا شروع شد، وقتی از او در مورد حریفان احتمالی‌اش در دور بعد پرسیدند و او به طور طبیعی گفت که چیزی در مورد آنها نمی‌داند. او ترجیح داد گلف تماشا کند.

این، البته، تبدیل به یک خط گذرا شده است، شوخی بسیار خسته، بسیار ضعیف، بسیار آشکار، بسیار ضعیف و … خوب، همه جا. “ولز. گلف. مادرید” او را دنبال کرد، خطی که هرگز نگفت. در عوض، تشدید اتهام بود پردراگ میاتوویچ. این هفته، پس از اینکه بیل به بلینگهام توصیه هایی کرد، او دوباره در این کار بود. جوزپ پدررول در مورد عروسک‌ها – نزدیک‌ترین چیزی که ورزش به یک مبشر تلویزیونی که سر صحنه موعظه می‌گوید دارد – گفت: “نصیحت؟ فوتبال بیشتر، گلف کمتر.”

او تنها کسی نبود که این هفته در مطبوعات به بیل حمله کرد. بسیاری از رسانه ها آن را کمی بیش از حد شخصی گرفتند. چطور جرات کرد انگشتش را به سمت ما نشانه بگیرد?

فقط اکنون نیست: لحظه ای نزدیک به پایان زمان او بود که یک مقاله آن را با یک انگل مقایسه کرد — این مقاله حتی یک اشتباه کارتونی در تصویر او داشت — و بیل پاسخ داد و آن را “روزنامه نگاری منزجر کننده، افتراآمیز، تحقیرآمیز و گمانه زنی” خواند و خاطرنشان کرد که “در زمانی که مردم به دلیل گستاخی و غرور جان خود را می گیرند. بی‌رحمی رسانه‌ها، می‌خواهم بدانم چه کسی این روزنامه‌نگاران و خبرگزاری‌ها را مسئول اجازه دادن به آنها برای نوشتن چنین مقالاتی می‌داند؟» در این خط دیده می شد که چگونه با وجود دوری او، نگرانی آشکار داشته است درد دارد و این هفته دوباره آنجا بود.

و در حالی که بیلی آن را به این شکل تعریف نکرد، در حالی که توصیه او بیشتر انتقاد بود تا پشیمانی، اگر او احتمالاً تمایلی به پاک کردن نقش خود در آن همه نداشت، در جایی از آن قدردانی وجود داشت. ممکن است جزئی به طور کامل احاطه یا بیان نشده باشد، اما وجود دارد. یک عبارت ناب اسپانیایی وجود دارد: “consejos vendo que para mi no tengo” که ترجمه می شود من نصیحت می فروشم چون چیزی برای خودم ندارم. با گوش دادن به بیلی روز پیش، نتیجه گیری آسان بود: البته، چرا این کار را نکردی؟ چرا به نصیحتت توجه نکردی؟ همچنین به راحتی می شد نتیجه گرفت که او این را می داند. در حال حاضر، حداقل، اگر نه در آن زمان. به گفته او، این “سقوط” او بود.

این تنها یکی نبود و فقط رسانه ها هم نبودند. مطبوعات در شکل دادن به دستور کار، در تحت تاثیر قرار دادن مردم نقش دارند، اما مردم نیز هستند. غم انگیزترین چیز در مورد رفتن بیلی این بود که هیچ کس غمگین نبود: آنها مدت ها پیش تسلیم شده بودند و مطمئن بودند که او هم همینطور.

این دو سال اخیر دو سال خیلی زیاد بوده است. در واقع بیل قبل از رفتن طعم آن را چشید. وقتی او را ترک کرد، بیانیه‌ای نوشت و در آن اصرار کرد: «لباس سفید بپوشید، سینه بپوشید، در سانتیاگو برنابئو بازی کنید، عناوین کسب کنید و همان چیزی شوید که به آن معروف است، برنده شوید. لیگ قهرمانان. حالا می توانم به گذشته نگاه کنم و فکر کنم و صادقانه بگویم که این رویا به واقعیت تبدیل شد و خیلی چیزهای دیگر.” اما در نهایت اینطور نشد. حتی به نظر نمی رسید که او می خواهد ورزش را ادامه دهد. او هنوز هم فقط است. 34 ساله؛ تقریباً یک سال است که بازنشسته شده است.

ممکن است منعکس می کند حرف اصلی آنجا بود.

بیل احساس می‌کرد مورد توهین قرار گرفته و مدت‌ها پیش بازگشته بود – گل پیروزی در فینال لیگ قهرمانان در کیف، توجیه‌کننده بود، و شادی با ناامیدی که در درون او ایجاد می‌شد، کاهش یافت. در دو سال گذشته در مادرید او را ترک کرد. او خیلی بازی نکرد، چه برسد به اینکه تاثیری بگذارد – سه گل در آخرین فصلش، سپس فقط یک گل – و او نمی خواست. پرونده مربی آن زمان، زین الدین زیدان، برای مدت طولانی به تعویق افتاده بود. حالا فراتر از این است. او قطع شد، شور و شوق از بین رفت.

بازی

1:32

چرا جود بلینگهام اینقدر در رئال مادرید تاثیرگذار بود؟

الکس کرکلند توضیح می دهد که چرا جود بلینگهام از زمان انتقالش به رئال مادرید تا این حد موثر بوده است.

اگر رفتار او همیشه واکنش خشمگین او را توجیه نمی کرد، همیشه بد به نظر می رسید. توصیه او در این هفته آن را نادیده می گیرد و حاوی ایرادات دیگری است: صحبت با رسانه ها ممکن است کمکی نکند، اما صادقانه بگویم، تعداد کمی از بازیکنان در حال حاضر این کار را انجام می دهند – اگر فقط به این دلیل که باشگاه آن را دلسرد می کند. بسیاری از بازیکنان با اسپانیایی محدود محبوب بودند. خیلی از فوتبالیست های خجالتی در دل مردم مانده اند. علاوه بر این، برخی از کارهایی که او می‌توانست برای کمک به خود انجام دهد، آنقدر ساده، آنقدر ابتدایی بودند که انجام ندادن آنها دلخراش به نظر می‌رسید.

او بازی های برنابئو را زودتر ترک کرد و از تعهدات باشگاهی اجتناب کرد. با پرچم “ولز، گلف، مادرید” عکس گرفته شده است. بیشتر فکر می کرد خنده دار است. نکردند، آن را تمسخر خود دیدند و او مورد تمسخر رسانه ها قرار گرفت.

او باید این را درک می کرد. حداقل در سطحی سطحی، حتی به دلایل بدبینانه، او باید آن را می دید و به آن عمل می کرد – و این در واقع همان چیزی بود که او در این هفته می گفت، که به روش خود اعتراف کرد. حتی اگر او آن را به نوعی “چرا باید تغییر دهم” را بیان می کرد، حتی اگر بازی را به طور موثر به عروسک بودن تشبیه می کرد، می دانست (یا اکنون می داند) که می تواند به خودش کمک کند. و اوه خیلی راحت به او گفته شد که اردوگاهش هم یکی دارد، اما آنها نداشتند. درست نگفت، کار درستی نکرد. نکن… خب، بازی کن.

و حداقل او هست بود نصیحت مفید.

خوبه ولی لازم نیست علیرغم کارهایی که بلینگهام تاکنون انجام داده است، تطبیق دستاوردهای بیلی همچنان امری مهم است. در حال حاضر کاملاً واضح به نظر می رسد که اگر او این کار را انجام دهد، حتی اگر کوتاهی کند، فقط در نیمه راه، فرض کنید، میراثی بزرگتر از سلف خود باقی خواهد ماند. مرد انگلیسی که این هفته در برنابئو نشسته بود و تیمش را تماشا می کرد و سپس وارد رختکن شد، در حال حاضر بخش مرکزی گروه است، نسلی که آنجا خواهد بود، یک نسل، پرواز می کند، و نه فقط به عنوان یک بازیکن.

چیزهای زیادی در مورد بلینگهام در رئال مادرید وجود دارد. این فقط اهداف نیست، پسر خیلی زیاد است. همین. این شخصیت، رهبری، درک است. او اینگونه با طرفداران ارتباط برقرار می کند – درست قبل از این تعطیلات – این چیزی است که او می گوید گرما و سپاس. کنترل همه چیز اطرافش، پر کردن صحنه، داشتن آن. مدیریت کل حرفه اش تا کنون، اطرافیانش، نگرش. او همان است که هست.

این ترکیبی عالی از اهمیت ندادن به اینکه مادرید است – به جای اینکه مسئولیت آن را بر عهده بگیرید تحت تأثیر عظمت آن قرار نگیرید – و عمیقاً اهمیت دادن به این واقعیت است که مادرید است. جهنم خونین این مکان بهترین است درباره ی او. او از غازها و سروصدایی می گوید که تا به حال نشنیده است و اینکه چگونه می خواهد سال ها و سال ها اینجا باشد، چگونه چنین چیزی ندیده است. این در مورد آگاهی، اشتیاق، فرمان کامل است.

و حتی بهتر از آن، این احساس وجود دارد که کاملا واقعی است، که حتی لازم نیست یک بازی باشد. بنابراین از گرت متشکرم، اما هرگز نترسید: جود بلینگهام آن را دریافت می کند.

Source link

About The Author

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *